چگونه می توان از Por و Para مانند یک فرد اسپانیایی زبان استفاده کرد؟

اگر می خواهید بدانید که چگونه می توان از Por  و Para  مانند یک فرد اسپانیایی زبان استفاده کرد این مقاله را با دقت مطالعه کنید.

Por و Para  دو کلمه به ظاهر آسان هستند اما یکی از سخت ترین کلماتی هستند که زبان اسپانیایی دارد. مشکل از آنجا ناشی می شود که هم Por و هم Para  به زبان فارسی می توانند به عنوان برای ترجمه شوند ، و در حالی که یک فرد بومی اسپانیایی به طور خودکار می داند کدام یک از آن ها باید در یک موقعیت خاص مورد استفاده قرار گیرد ، این امر به سادگی برای افراد غیر بومی اسپانیایی صدق نمی کند.

استفاده از ، por و para دشوار است به خصوص وقتی که برای اولین بار با آن ها سر و کار دارید. هنگامی که واقعاً به آن ها تسلط پیدا کردید ، با اطمینان می توانید بگویید که یک دانشجوی درجه یک و پیشرفته اسپانیایی با صبر و حوصله و ظرفیت بسیار خوبی برای گرامر هستید. اما از آنجا که شما این مطلب را می خوانید ، فکر می کنیم شما هنوز هم به فشار نهایی نیاز دارید تا از جذابیت زبان خود بیدار شوید.

ما نمی توانیم قول بدهیم که به هیچ وجه دچار سردرگمی نشوید ، اما کاملاً مطمئن هستیم که تا پایان این پست شما می توانید تفاوت بین ، مثلاً ¿Por qué vas?  و ¿Para qué vas؟ را ببینید و درک کنید؟یا تفاوت بین por mí و para mí در آغاز و پایان یک جمله را بفهمید.

برای کسانی که از شما در آنجا سؤال می کنند که آیا در یادگیری این دو کلمه احساسی وجود دارد ، می توانیم به شما بگوییم که por و para مهم هستند و بسیار مورد استفاده قرار می گیرند.

چرا باید یاد بگیرید  از Por و Para استفاده کنید؟

شما از قدرت یک کلمه سه حرفی بسیار متعجب خواهید شد. بنابراین مطمئناً بین ، por و para تفاوت وجود دارد. در واقع ، por و para در صورت وجود موارد بسیار کمی دارند که می توانند به دلیل نزدیکی آن ها اشتباه گرفته شوند.

به طور کلی ، تفاوت اصلی por و para در این است که معمولاً از por برای بیان نوعی حرکت در فضا یا زمان استفاده می شود ، در حالی که از para  برای نشان دادن اهداف و مقصد استفاده می شود.

اما این فقط یک قاعده کلی است. بهترین روش برای درک واقعی تفاوت بین آن ها ، تجزیه و تحلیل کاربردهای متفاوت و خاص آن ها و خواندن مثال های فراوان است. و این دقیقاً کاری است که ما در این پست می خواهیم انجام دهیم.

بیایید با دو مثال شروع کنیم که نشان می دهد که por و par در واقع دو طرف یک سکه هستند ، تقریباً قابل تعویض نیستند.

۱- Para mí در مقابل  Por mí

Para mí و por mí بسیار خاص هستند زیرا نه تنها تفاوت معنی دارند بلکه خود آن ها نیز بسته به مکانی که آن ها را در یک جمله قرار می دهید معانی را تغییر می دهند.

از یک طرف ، para mí در ابتدای جمله به معنای به نظر من است. به چند نمونه نگاهی بیندازید:

Para mí، ese niño es muy inteligente. (به نظر من این پسر خیلی باهوش است.)

Para mí، la sopa está fría. (به نظر من سوپ سرد است.)

Para mí que está cansado. (به نظر من او خسته است.)

وقتی در انتهای یک جمله اضافه شد ، para معنی خود را به برای من تغییر می دهد (در متن هنگام دریافت چیزی)

Este regalo es para mí. (این هدیه برای من است.)

La sorpresa es para mí. (تعجب برای من است.)

El café también es para mí. (قهوه هم برای من است.)

از طرف دیگر ، por mí در ابتدای جمله به معنای تا آنجا که من نگران هستم یا برای من باشد ، و احساس بی تفاوتی است:

Por mí como si no vuelve. (در مورد من ، او ممکن است هیچ وقت برنگردد.) [و من اهمیتی نمی دهم.]

Por mí que se vaya ya. (در مورد من ، او می تواند در حال حاضر برود.) [برای من مهم نیست که او را ترک کنم.]

Por mí que lo metan en la cárcel. (تا آنجا که من نگران هستم ، آن ها می توانند او را در زندان قرار دهند.)

سرانجام ، por mí در انتهای یک جمله ، بی تفاوتی خود را از دست می دهد و به معنای  به جای من یا برای من (با معنی به خاطر من) می باشد:

Lo compó por mí. (او آن را به جای من خریداری کرد.)

Irá de compras por mí. (او به جای من به خرید می رود.)

Me dijo la verdad por mí. (او به خاطر من حقیقت را به من گفت.)

۲-¿Para qué? در مقابل ¿Por qué?

Para qué و por qué به اندازه pot mí و por mí به طور بالقوه خطرناک نیستند ، اما از نظر معنایی نیز تفاوت دارند.

¿Por qué به معنای چرا؟ یا به چه دلیلی است؟

¿Por qué no me hablas؟ (چرا با من صحبت نمی کنی؟)

¿Por qué has venido tan pronto? (چرا اینقدر زود آمدی؟)

از سوی دیگر ، ما وقتی می خواهیم بپرسیم کاری انجام شده است ، از para qué استفاده می کنیم:

¿Para qué has comprado eso? (آن را برای چه خریداری کرده اید؟)

¿Para qué vienes؟ (برای چه هدفی می آیی؟)

ممکن است فکر کنید که معنای آن ها خیلی نزدیک است ، حتی مرتبط است ، زیرا درخواست دلیل و درخواست یک هدف قطعاً در ارتباط هستند. با این حال ، مثال هایی وجود دارد که کاملاً واضح است که شما کاملاً نیاز به استفاده از آن دارید.

¿Por qué no؟ (چرا نه؟) در مقابل ¿Para qué no?

¿Para qué no? سؤالی است که از بیانیه یا دستور منفی پیروی می کند. مثلا:

Maite: No uses eso para comer (از این کار برای خوردن استفاده نکنید.)

؟ Michael: ¿Para qué no debo usarlo? (برای چه چیزی نباید از آن استفاده کنم؟)

حالا که مشخص است که در واقع تفاوت های por و para با یکدیگر متفاوت هستند ، اجازه دهید نگاهی عمیق به آن ها بیندازیم.

در بخش های بعدی کاربردهای مختلف این دو گزاره را به همراه ده ها نمونه می بینید تا واقعاً روشن شود.

موارد استفاده از Para

ما قبلاً چند نمونه از کاربردهای para  را دیدیم ، اما بقیه آن ها چیست؟ ما از Para اسپانیایی در زمینه های زیر استفاده می کنیم:

۱- نشان دادن اینکه شخص (یا چیزی) گیرنده چیزی است.

Esto es para ti. (این برای شماست.)

La más grande es para vosotros. (بزرگ ترین مورد برای شما بچه هاست.)

۲-  برای نشان دادن مقصد (به طور معمول هنگام صحبت در مورد مسافرت)

 (Salimos para Barcelona mañana. (ما فردا به مقصد بارسلونا می رویم.)

El tren salió para Madrid. (قطار به مادرید رفت.)

Salgo para Polonia en cinco minutos. (من پنج دقیقه به لهستان می روم.)

۳- برای بیان یک ضرب الاجل یا مهلت در آینده

Necesito el coche de vuelta para el martes. (من باید سه شنبه به ماشین برگردم.)

Haz esto para el lunes. (این کار را تا دوشنبه انجام دهید.)

Prepara el vocabulario para la semana que viene. (واژگان را برای هفته آینده آماده کنید.)

۴- به معنی به ، به منظور و به عنوان

Estudio español para conseguir un trabajo mejor. (من برای به دست آوردن شغل بهتر در حال یادگیری اسپانیایی هستم.)

Bebo agua para estar sano. (من برای سالم بودن آب می نوشم.)

Viajé a Londres para mejorar mi inglés. (من به منظور بهبود زبان انگلیسی به لندن سفر کردم.)

۵- در مقایسه ، برای تمایز کسی یا چیزی از دیگران در گروه خود

Está muy alto para tener seis años. (او برای یک کودک شش ساله بسیار قد بلند است.)

Para su edad es muy lista ya. (او از نظر سنش بسیار باهوش است.)

Para ser escritor no lees mucho. (به عنوان یک نویسنده زیاد نمی خوانید.)

۶- به معنی به منظور یا در نظر گرفته شده برای

¿Para qué vas? (دنبال چه چیزی هستی؟)

Esta lámpara es para el baño. (این لامپ برای حمام (در نظر گرفته شده است))

۷- هنگامی که یک عمل در حال انجام است یا در حال اتمام است:

Está para llover. (نزدیک باران است.)

Estamos para irnos. (ما در حال ترک اینجا هستیم.)

La película está para terminar. (فیلم در حال اتمام است.)

۸- عبارات اصطلاحی

جدا از این کاربردها ، عبارات اصطلاحی وجود دارد که همیشه از para استفاده می کنند و به روشی خاص ترجمه می شوند. موارد زیر رایج ترین موارد زیر است:

Para siempre (برای همیشه): Estaremos juntos para siempre. (ما برای همیشه با هم خواهیم بود.)

Para arriba (بالا ، رو به بالا ، طبقه بالا): para arriba y espérame allí. (به طبقه بالا بروید و منتظر من باشید.)

Para abajo (پایین ، رو به پایین ، طبقه پایین): De cintura para abajo، el vestido es muy bonito. (لباس از کمر به پایین بسیار زیبا است.)

Para delante (رو به جلو): Ve para delante porque no puedo ver nada. (به جلو حرکت کنید زیرا من نمی توانم چیزی را ببینم.)

Para atrás (به عقب): ate Échate para atrás! (بکش کنار)

Para entonces (تا آن زمان): Para entonces ya era muy famoso. (او در آن زمان بسیار مشهور بود.)

Para variar (برای تغییر) Podrías decir la verdad para variar.. (می توانید حقیقت را برای تغییر بگویید.)

Ser tal para cual (از دو نوع بودن): Michael y Maite son tal para cual. Siempre están escuchando música. (مایکل و مایت دو نوع هستند. آن ها همیشه به موسیقی گوش می دهند.)

برای یادگیری اصولی  زبان اسپانیایی رزتا استون زبان اسپانیایی ROSETTA STONE SPANISH را آماده کرده ایم.

جهت تهیه این دوره آموزشی روی تصویر زیر کلیک کنید.

موفق ترین نرم افزار آموزش زبان در سال ۲۰۱۵

آموزش زبان اسپانیایی از مبتدی تا پیشرفته

آموزش زبان به صورت زبان مادری

آموزش در قالب مکالمات کاربردی

اموزش زبان از طریق تصاویر واقعی

قابل استفاده روی کامپیوتر

قابل استفاده برای همه سنین

موارد استفاده از Por

Por چند استفاده بیشتر از para دارد ، اما آن ها نیز بسیار خاص هستند. در موقعیت های زیر از por استفاده کنید:

۱- به معنی به دلیل

No fuimos al parque por la lluvia. (ما به دلیل باران به پارک نرفتیم.)

Llegué tarde por tu culpa. (من به خاطر تو دیر آمدم.)

Ganó el campeonato por su resistencia. (او به دلیل استقامت خود قهرمان شد.)

۲- برای بیان تکرار و سرعت

Voy al cine dos veces por semana. (من هفته ای دو بار به سینما می روم.)

Me pagan cuatro veces por mes. (آن ها ماهانه چهار بار به من پرداخت می کنند.)

Michael está Condiendo a 80 millas por hora. (مایکل با سرعت ۸۰ مایل در ساعت رانندگی می کند.)

۳- برای ابراز قدردانی یا عذرخواهی

Muchas gracias por todo. (از شما بسیار سپاسگزارم برای همه چیز.)

Perdona por llegar tarde. (ببخشید که دیر کردم.)

¡Gracias por las flores! (تشکر بابت گل ها!)

۴- به دنبال یک عمل نامتناهی ، برای بیان اینکه هنوز عملی انجام نشده است

Los Platos están por fregar. (ظروف هنوز شسته نشده اند.)

La habitación está por ordenar. (اتاق هنوز تنظیم نشده است.)

Todavía tengo dos libros por leer. (من هنوز دو کتاب برای خواندن دارم.)

۵- هنگام صحبت در مورد فروش و صرافی

Los compé por 50 dólares. (من آن ها را ۵۰ دلار خریداری کردم.)

Quiero cambiar esta camisa por una roja. (من می خواهم این پیراهن را با رنگ قرمز عوض کنم.)

Te lo puedo vender por 10 euros. (من می توانم آن را برای ۱۰ یورو به شما بفروشم.)

۶- با وسایل ارتباطی و حمل و نقل

به خاطر داشته باشید که حتی اگر استفاده از وسایل نقلیه با وسایل حمل و نقل صحیح باشد ، پیش فرض ارجح است.

Siempre viajo por tren. (من همیشه با قطار مسافرت می کنم.)

Te lo enviaré por fax. (من آن را از طریق فکس برای شما ارسال می کنم.)

Te lo explicaré por email. (من آن را از طریق ایمیل برای شما توضیح خواهم داد.)

۷- به معنای برای ، از طرف و به جای

Hice por ti. (من این کار را از طرف شما انجام دادم.)

Regué las flores por ti. (من گیاهان را برای شما سیراب کردم.) [از طرف شما]

Mis padres fueron a Italia por nosotros porque teníamos mucho trabajo. (والدین من به جای ما به ایتالیا رفتند زیرا ما کارهای زیادی داشتیم.)

۸- برای تقسیم و ضرب

Diez por diez son cien. (ده برابر ده برابر است با صد.)

Sesenta dividido por dos son treinta. (شصت تقسیم بر دو برابر سی می شود.)

۹- با معنی همراه ، از طریق ، توسط یا در محدوده (معمولاً با افعال حرکتی و انتقال جسمی)

Me gusta viajar por Europa. (من سفر به اروپا را دوست دارم.)

Tiró la pelota por la ventana. (او توپ را از طریق پنجره پرتاب کرد.)

A ella le gusta pasear por la orilla del mar. (او دوست دارد در امتداد ساحل پیاده روی کند.)

۱۰- بیان مدت زمان یک عمل

Estuve estudiando por dos horas. (من دو ساعت درس می خواندم.)

Fuimos a España por tres días. (ما سه روز به اسپانیا رفتیم.)

He estado trabajando de camarero por cinco años. (من پنج سال به عنوان پیشخدمت کار کردم.)

۱۱- به معنای بخش هایی از روز ، به معنی در

Por la mañana voy a la escuela. (من صبح به مدرسه می روم.)

Por la tarde veo la TV. (بعد از ظهر تلویزیون را تماشا می کنم.)

Por la noche duermo. (من شب می خوابم.)

۱۲- استفاده شده با estar ، به معنای بودن با روحیه یا احساس

Estoy por pedir pizza. (احساس می کنم پیتزا سفارش داده ام.)

Estamos por irnos dormir. (احساس می کنیم می خواهیم بخوابیم.)

Estoy por escuchar música. (من برای گوش دادن به موسیقی روحیه دارم.)

عبارات اصطلاحی

همان طور که برای para  است ، ما عبارات اصطلاحی داریم که همیشه استفاده می کنند.

برخی از اصطلاحات کاملاً برجسته وجود دارد ، اما این رایج ترین آن ها عبارتند از:

Por lo menos (حداقل) Por lo menos no estoy solo.. (حداقل من تنها نیستم.)

Por los pelos (به سختی ): Llegué a tiempo por los pelos. (من به سختی به موقع رسیدم.)

Por lo mismo (به همین دلیل): Por lo mismo no te lo dije. (من به همین دلیل به شما نگفتم.)

Por adelantado (پیشاپیش): Tienes que pagar por adelantado. (باید پیش پرداخت کنید.)

Por lo tanto (بنابراین): por lo tanto la respuesta es No. (… بنابراین جواب منفی است.)

Por ahora (در حال حاضر): No tengo nada que decir por ahora. (فعلاً حرفی برای گفتن ندارم.)

Por lo visto (ظاهرا): Por lo visto es enfermera. (ظاهرا او یک پرستار است.)

Por lo que a mí me toca (تا آنجا که به من مربوط است): Por lo que a mí me toca، el քաղաքապետ Probma es el idioma. (تا آنجا که من نگران هستم ، بزرگترین مشکل این زبان است.)

Por ahí (در آنجا): Debe estar por ahí. (باید در آنجا باشد.)

Palabra por palabra (کلمه کلمه): Tuve que repetirlo palabra por palabra. (مجبور شدم آن را به صورت کلمه ای تکرار کنم.)

Por + adjetivo + que que (با این حال + صفت + آن): Por sano que Sea، no quiero comerlo. (هر چقدر هم که سالم باشد ، نمی خواهم آن را بخورم.)

Por lo que he oído (قضاوت بر اساس / آنچه من شنیده ام): Por lo que he oído no es de España. (با توجه به آنچه شنیدم وی از اسپانیا نیست.)

Por el amor de Dios! (برای عشق به خدا!)

Por aquí (از این طریق): Podemos ir por aquí. (ما می توانیم از این طریق پیش برویم.)

Por mi parte (از نظر من): Por mi parte، prometo volver pronto. (از طرف من ، قول می دهم به زودی برگردم.)

Por casualidad (به صورت اتفاقی): Lo encontré por casualidad. (من به طور اتفاقی آن را پیدا کردم.)

Por Complo (کاملاً): Lo había olvidado por Complo. (من کاملاً فراموش کرده بودم.)

Por cierto (به هر حال): Por cierto، caf tienes más café؟ (به هر حال ، شما قهوه بیشتری دارید؟)

Por ciento (درصد): El treinta por ciento de la gente no votó. (سی درصد مردم رأی ندادند.)

Por motivo de (به دلایل): No fuimos por motivo de la lluvia. (ما به دلیل باران نرفتیم.)

Por ningún lado (هیچ جا و هر کجا): No lo encuentro por ningún lado. (هیچ جا نمی توانم پیدایش کنم.)

Por un lado / por una parte (از یک طرف): Por un lado، ya es muy tarde. (از یک طرف ، خیلی دیر شده است.)

Por otro lado / por otra parte (از طرف دیگر): Por otro lado، está lloviendo. (از طرف دیگر باران می بارد.)

Por Eso (به همین دلیل): Por eso no puedes ir a la fiesta. (به همین دلیل شما نمی توانید به مهمانی بروید.)

Por poco (تقریبا): Por poco me caigo. (تقریباً افتادم.)

Por desgracia (متأسفانه): Por desgracia ya se ha ido. (متأسفانه او قبلاً رفته است.)

Por ejemplo (به عنوان مثال): Tienes varias opciones. Por ejemplo ، puedes ir en Coche. (گزینه های مختلفی دارید. برای مثال می توانید با ماشین بروید.)

Por supuesto (البته): Por supuesto que te quiero. (البته که دوستت دارم.)

طرفداری (لطفا): La cuenta ، por favor. (صورتحساب لطفا.)

Por suerte (خوشبختانهPor suerte estabas allí. (خوشبختانه شما آنجا بودید.)

Por las buenas o por las malas (خواه آن را دوست داشته باشید یا نه): Irás al dentista por las buenas o por las malas. (شما دوست دارید به دندانپزشک بروید ، دوست دارید یا نه.)

Por separado (جداگانه): No se venden por separado. (آن ها به طور جداگانه فروخته نمی شوند.)

Por escrito (به صورت نوشتاری): Lo necesito por escrito. (من به نوشتن نیاز دارم.)

Por primera / última vez (برای اولین بار / آخرین بار): Te lo digo por última vez. (من این را برای آخرین بار به شما می گویم.)

Por lo demás (جدا از آن): Por lo demi’s no tienes que hacer nada más، (غیر از این شما مجبور نیستید کاری دیگری انجام دهید.)

Por lo general (به طور کلی): Por lo general no como plátanos. (من عموما موز نمی خورم.)

Por tltimo (سرانجام – در یک سری رویدادها یا مراحل): Por tltimo ، añade la leche. (در آخر ، شیر را اضافه کنید.)

Por fin (سرانجام – وقتی انتظار چیزی را داشتید): ¡Por fin ha llegado! (او بالاخره رسید!)

تعداد زیادی از آن ها وجود دارد ، اما به هیچ وجه دشوار نیستند.

علاوه بر این ، تقریباً همه این عبارات به طور روزانه به زبان اسپانیایی استفاده می شوند ، بنابراین یادگیری آن ها واقعاً مفید خواهد بود.

برای خواندن دوباره پست وقت بگذارید و اجازه دهید در آن غرق شوید.

آموزش زبان یونانی نصرت
برگشت به بالا
0