عبارات عامیانه زبان آلمانی که هر دانش آموز باید بداند

عبارات عامیانه زبان آلمانی که هر دانش آموز باید بداند را در این مقاله بخوانید تا به طور کامل آن را یاد بگیرید و بتوانید آن را در مکالمات خود به کار ببرید.

آیا شما در کابینت خود فنجان دارید؟ آیا بینی شما پر است؟ هیچ نظری ندارم که من در مورد آن صحبت کنم؟ زمان یادگیری بعضی از لغات آلمانی عامیانه فرا رسیده است. با اضافه کردن عبارات روزمره بیشتر به تبریک های آلمانی و کلمات جهانی آلمانی ، صحبت کردن شما کمتر مانند جملات کتاب درسی و بیشتر شبیه یک بومی خواهد بود.

در اینجا ده اصطلاح عامیانه آلمانی است که به شما اعتباری  در زبان آلمانی می دهد را مشاهده می کنید.

عبارات عامیانه زبان آلمانی
عبارات عامیانه زبان آلمانی

عبارات عامیانه زبان آلمانی

۱- Auf dicke Hose machen

به معنای واقعی کلمه ، این عبارت به این معنی است که  اگر شلوار چرب دارید ، عمل کنید. برای توصیف کسی که از آن استقبال می کند ، یا به طور کلی تظاهر می کند که بهتر از آنچه واقعا هستند ، خصوصا وقتی که به پول یا ثروت می رسد استفاده می شود.

از کجا این عبارت آمده است؟ آیا در میان مردم آلمان مسابقه ای برای بزرگ ترین شلوار وجود دارد؟

شلوار چرب اشاره به جیب ساخته شده توسط کیف پول که به خوبی پر شده است. بنابراین Auf dicke hose machen به منظور توصیف کسانی که بیان می کنند که کیف پول آن ها فضای بیشتری از آنچه که واقعا انجام می دهد استفاده می شود.

شایان ذکر است که Auf dicke Hose machen اغلب در ترکیب با متضاد در عبارت einen auf dicke Hose machen استفاده می شود. به مثال زیر توجه کنید.

Paul macht auf dicke Hose und gibt eine Lokalrunde (پولس مانند او پول را برای صرف و خرید نوشیدنی برای تمام افراد خرج می کند.)

۲- Gebongt sein

اگر چیزی gebongt است ، به این معنی است که رزرو شده ، تصمیم گرفته ، یا توافق شده است. تقریبا در همه موارد این عبارت در قالب Ist gebongt به کار می رود که نشان می دهد موضوع حل شده است یا اینکه توافق کرده اید.

مثال ها:

 Treffen wir uns morgen um drei? — Ok, ist gebongt  (آیا می توانیم فردا در سه دیدار کنیم؟ – خوب، موافقت کردید.)

Pass auf, dass Du den Alarm anstellst, bevor Du gehst. — Gut, ist gebongt  (اطمینان حاصل کنید که زنگ هشدار را قبل از اینکه ترک کنید تغییر دهید – خوب، من خواهم بود.)

۳-? Was geht ab

? Was geht ab معادل آلمانی چه چیزی یا چه اتفاقی می افتد؟ است. این عبارت به عنوان یک تبریک و بعد از رفاه دیگران به روش بسیار غیر رسمی مورد استفاده قرار می گیرد. اگر شما یک نوجوان هستید ، ممکن است بتوانید حتی کوتاه تر نیز بیان شود. ? Was geht ab اما برای بزرگسالان استفاده نمی شود.

در صورت ذکر شده در بالا ، پاسخ های مشترک عبارتند از  nicht viel (نه چندان)، alles gut  (همه چیز خوب است) یا einiges (خیلی). به خاطر داشته باشید که این بیان بسیار کم استفاده است. این عبارت همچنین می تواند با دیگر تبریکات ترکیب شود.

مثال ها:

Was geht ab? — Nicht viel (چه اتفاقی افتاد؟ زیاد نیست.)

Was geht ab? — Viel. Bei mir ist derzeit einiges los. (چه اتفاقی افتاد؟ – بسیار زیاد است. در حال حاضر خیلی با من درگیر است.)

۴- Nicht alle Tassen im Schrank haben

من فقط می توانم سردرگمی را در چهره شما تصور کنم اگر در حالی که در یک سفر به آلمان یک بومی به شما زنگ زد و از شما پرسید که آیا شما هنوز تمام فنجان خود را در کابینت گذاشته اید. آیا این شخص فقط یک علاقه مند به مواد غذائی غیرمعمول است که تلاش می کند مکالمه کند؟

متاسفانه نه. در عوض ، فرد در مورد توانایی های ذهنی خود شک می کند. راه بسیار زیبای آلمانی برای پرسیدن این است که آیا مرمرهای خود را از دست داده اید. به همین دلیل از دست دادن ظروف و یا توپ های شیشه ای رنگارنگ ، بدتر شدن حواس شما را نشان می دهد.

مثال ها:

Tausend Euro für ein T-Shirt? Hast Du nicht mehr alle Tassen im Schrank (یک هزار دلار برای یک تی شرت؟ ​​آیا عقل خود را از دست دادید؟)

Er sagt, dass ich schuld bin? Der hat doch nicht alle Tassen im Schrank  (او می گوید این تقصیر من است؟ من فکر می کنم او عقل درستی در سر ندارد.)

۵-? Na

Na  ممکن است کوتاه ترین راه برای پرسیدن درباره ی سلامتی فرد در هر زبان باشد. این یک راه برای گفتن هر دو واژه سلام و چطور هستید؟ یا یکی از آن ها است. بسیاری از اشتباهات خارجی ، پس از این احوالپرسی ، تحت تأثیر چشم انداز یک سخنران آلمانی قرار گرفته اند.

برای بیان اهداف کمی واضح تر خود ، Na همچنین می توانید از سایر اشکال تبریک، مانند Na Na?, alles gut?, Na, wie gehts یا Na?, was geht ab استفاده کنید.

با این حال ، بهترین چیز این است که Na همچنین به عنوان پاسخ به شما عمل کند. ?Na? – Naaa  یک مکالمه کامل است که در آن هر دو طرف سلام کردند و پرسیدند چطور زندگی می کند. برای آن صدای خاصی وجود دارد ، بنابراین بهتر است از یک شخص که زبان مادریش آلمانی است بخواهید که راه درست را به شما آموزش دهد.

مثال ها:

Na, alles klar? — Ja und bei Dir (سلام ، همه چیز خوب است؟ بله، شما چطور هستید؟)

Na, Du? — Naaa (سلام، شما چطور هستید؟ – سلام، شما چطور هستید؟)

برای شما آموزش زبان آلمانی نصرت تصویری نسخه اندروید را آماده کرده ایم.

جهت تهیه این کتاب روی تصویر زیر کلیک کنید.

آموزش زبان آلمانی نصرت اندروید در ۹۰ روز

قابل استفاده در دستگاه های اندروید

آموزش از سطح مقدماتی تا پیشرفته

استفاده بدون محدودیت سنی

با فرمت صوتی و تصویری

۶- Bock haben

 Bock haben به معنای خلق برای کسی یا برای چیزی است. در منفی این بدان معنی است که شما نتوانید فعالیت خاصی را انجام دهید. این همان چیزی است که « Lust haben» (برای داشتن یک علاقه برای چیزی) تنها در یک فرم واپسگرا بیشتر است.

در مورد عبارت گیج کننده این است که  Bock  در واقع کلمه آلمانی برای بز ماده است. شوخی نمی کنیم. اما پیش از آنکه از خودتان بپرسید که با آلمانی ها و استعاره های آن ها اشتباه است ، اجازه دهید اشاره کنیم که احتمالا از کلمه رومی بوخ بدست می آید که به معنای گرسنگی است. به نظر می رسد که در طی زمان نه تنها املایی که به آلمانی اقتباس شده است ، بلکه معنای آن به معنای گرسنگی استعاری برای هر چیزی نه فقط غذا استفاده می شود.

امروز  Bock haben یک روش رایج برای ابراز تمایل یا عدم تمایل شما برای انجام کاری است. این نیز کاملا  null Bock, است ، زمانی که شور و شوق شما خیلی پایین است و به صفر می رسد. بعضی افراد حتی Böcke را دارند ، به این معنی است که بیش از یک Bock ، اما این بسیار معمول نیست.

مثال ها:

Wir gehen heute Abend ins Kino. Hast Du auch Bock (امشب به سینما می رویم. می خواهی بیایی؟)

Da habe ich überhaupt keinen Bock drauf (من کاملا نمی خواهم این کار را انجام دهم.)

۷- Die Nase voll haben

این عبارت به معنای واقعی کلمه داشتن بینی پر است. اگر شما بینی خود را کامل پر کنید ، به این معنی است که شما از چیزی خسته شده اید یا  بیمار هستید.

منشاء آن احتمالا در عادت مجرمان در زمان های قدیم یافت می شود که پس از تحویل به زندان ، گاهی اوقات از ماموران چندین مشت به بینی (بینی پر از مشت ها) دریافت می کردند. این یک وضعیت است که اکثر ما احتمالا خیلی سریع خسته می شویم.

اگر می خواهید بر شدت نارضایتیتان تأکید کنید ، ممکن است  Die Nase bis obenhin voll haben  را بگویید که شما به طور کامل از این وضعیت خسته شده اید. و در نهایت ، شما ممکن است جایگزین  die Nase با پسر عموی کمتر مودب خود ،  die Schnauze شوید.

مثال ها:

Ich habe die Nase voll von der lauten Musik (من از موسیقی با صدای بلند خسته هستم.)

Ich habe sowas von die Nase voll (من خیلی خسته ام.)

۸- Chillen

فعل آلمانی chillen از واژه انگلیسی chill می آید. این معنای همتای انگلیسی آن را به اشتراک می گذارد. توجه داشته باشید که از chillen به معنای خنک کردن یا دادن لرز به کسی استفاده نمی شود.

این کلمه همچنین دارای فرم صوری ،  chillig است که عمدتا برای توصیف یک فضای باز و یا آرامش بخش محیطی که شما با آن مواجه می شوید استفاده می شود.

Eine Runde chillen  بخش مهمی از فعالیت های آخر هفته برای بسیاری از آلمانی های جوان است. اما نگران نباشید ، هنگامی که اولین کارتان انجام می شود، معمولا می توانید یک دور دیگر را خنک کنید.

مثال ها:

Wir wollen an den See fahren, eine Runde chillen (ما می خواهیم به دریاچه برویم و کمی هوا بخوریم.)

Nach der Arbeit muss ich erstmal chillen  (بعد از کار من باید اول بخوابم.)

Wir sind beide müde, deswegen machen wir uns eher einen chilligen Abend (ما هر دو خسته هستیم ، بنابراین امشب برای چیزی آرامش خواهیم داشت.)

۹- Einen dicken Hals haben / bekommen

آیا تا به حال خیلی عصبانی شده اید که می توانید احساسات تنگی عضلات گردن و رگ های خونی در جلو را احساس کنید؟ از آنجا که این دقیقا همان توصیف کننده این عبارت است.

این بیان خشم ، عصبانیت و ناراحتی عمومی است. این که آیا کسی در حال حاضر یا در معرض تورم گردن است ، بهتر است از راه خود بیرون بیایید.

شما حتی می توانید ضخامت گردن خود را ذکر کنید و به جای آن بگویید Ich bekomme so einen Hals در حالی که ابعاد آینده خود را با دست باز خود در مقابل آن نشان می دهید. همچنین به طور کامل امکان دارد هر گونه توصیف بیشتر و استفاده از Einen Hals auf jemanden haben را ترک کند.

مثال:

Ich krieg’ hier gleich ‘nen dicken Hals (در یک ثانیه در اینجا، من منفجر خواهم شد.)

Ich bekomme so einen Hals, wenn ich das höre  (من خیلی عصبانی هستم وقتی می شنوم این چیزها وجود دارد.)

Mann, hab’ ich einen Hals auf den wegen letzter Woche (پسر، من در هفته گذشته عصبانی بودم.)

۱۰- Aus der Reihe tanzen

این آخرین عبارت برای توصیف فردی است که خارج از خط می ایستد و یا با دیگران متفاوت است. به معنای واقعی کلمه معنای رقصیدن در خارج از خط است.

Aus der Reihe tanzen  می تواند در هر دو روش منفی و مثبت استفاده شود. این می تواند یک فرد مشکل ساز یا کسی باشد که به سادگی کار خود را انجام می دهد.

منشاء این سخنان معلوم نیست. اگر چه آلمانی ها تمایل دارند که سازماندهی شوند ، آن ها در واقع همه را در یک خط در باشگاه نمی سوزاند و مهم نیست که دیگران چه ادعایی می کنند.

مثال ها:

 Sie muss immer aus der Reihen tanzen (او همیشه باید از خط خارج شود.)

Er tanzt gerne etwas aus der Reihe  (او دوست دارد چیزهایی را کمی متفاوت از هر کس دیگری انجام دهد.)

Und das mir keiner aus der Reihe tanzt  (بهتر است هیچ کس از خط خارج نشود.)

برگشت به بالا
0