دسته بندی انواع اسم ها در زبان عربی

در صورتی که قصد دارید دسته بندی انواع  اسم ها در زبان عربی را بیاموزید این مقاله را مطالعه کنید. در این مقاله دسته بندی کامل انواع  اسم ها در زبان عربی را آورده ایم.

در واقع معنی بخش گسترده ای از گفتار شناخته شده به اسم را می توان به دسته های مختلف بر اساس ملاحظات بسیاری از قبیل جنسیت ، چندگانگی ، انحراف دستوری و غیره تقسیم کرد. به عنوان مثال ، اگر ما می خواهیم اسم ها را بر اساس جنسیت تقسیم کنیم ، دو دسته مذکر و مونث را می بینیم؛ هر اسم مذکر یا مونث است.

به طور مشابه ، ما می توانیم اسامی را براساس مشتق تقسیم کنیم. وقتی این کار را می کنیم ، سه دسته زیر را می بینیم:

۱- جامد (اسم استاتیک): اسم هایی که از هیچ چیز مشتق نشده اند و هیچ چیز از آن ها حاصل نشده است.

۲- مصدر: اسم هایی که از هیچ چیز مشتق نشده اند ، اما کلمات دیگر از آن ها مشتق شده اند.

۳- مشتق (اسم مشتق شده): اسم هایی که از اسم های دیگر مشتق شده اند.

به این معنا است که هر عنصر در زبان عربی یا مشتق شده است و یا هیچ چیز از آن حاصل نشده است. تمام اسم ها باید به یک و تنها یکی از این دسته ها برسد.

اسم مشتق

اسم مشتق شده ترکیبی از یک ریشه است که به معنای آن است که ما آن را از کلمات دیگر به دست می آوریم ، به علاوه الگوی خاصی که مفهوم ثابت را به معنای آن اضافه می کند. به عنوان مثال ، کمک می تواند بر روی یک الگوی برای وجه وصفی معلوم (یکی از اسم های مشتق شده در زبان عربی) قرار گیرد.

از لحاظ فنی، فعل ها نیز مشتق شده اند ، زیرا ترکیبی از ریشه هستند به این معنی که ما از مصدر به علاوه یک الگوی خاص اضافه می کنیم که مفهوم آن را تغییر می دهد. در مورد افعال ، مفهوم اضافه شده ، زمان (گذشته، حال و غیره)، نوع (معلوم ، مجهول)، شخص (اول ، دوم ، و غیره)، چندگانگی ، جنسیت و شاید موارد دیگر است. اما ما در این باره فعلا در اینجا بحث نمی کنیم.

معرفی اسامی مشتق شده

هفت نوع اسامی مشتق شده وجود دارد. هر کدام از اینها یک طبقه از اسم که با مجموعه ای از الگوهای (و شاید برخی قوانین مورفولوژیکی) که به ما می گوید چگونه آن را بسازیم ، و همچنین یک مفهوم که آن را به معنای اساسی اضافه می کند که به ما در درک معنای آن کمک می کند است .

ما هر کدام از این هفت اسم را به نوبه خود با توضیح چگونگی گرفتن مجموعه ای از حروف اساسی و ساختن اسم بحث خواهیم کرد و دقیقا تعریف می کنیم که اسم به معنای اساسی اضافه می کند. در اینجا ما یک مرور کلی و تعاریف اجمالی را به عنوان یک مقدمه ارائه می دهیم.

اسم الفاعل : آن چیزی که معنای اساسی را به کار می گیرد.

اسم المباغه :اسمی که اساسی را به طور فوق العاده ای اعمال می کند.

اسم المفعول : اسمی که بر اساس آن معنای اساسی اعمال می شود.

الصفه المشبهه : اسمی که (یا بر اساس آن) معنای اساسی اعمال می شود.

اسم الآله :(اسم مفاهیم): چیزی که برای به کار بردن معنای اساسی استفاده می شود.

اسم الظرف (اسم مکان):زمانی که یا جایی که مفهوم اساسی اعمال می شود.

اسم التفضیل (قیاس و عالی): اسمی که (یا بر اساس آن) معنای اساسی به معنای بیشتر اعمال می شود.

در زیر یک جدول از نمونه هایی است که این تعاریف را به با مثال می کند. برای هر نوع اسم ، ما یک الگوی خاص از موجودی الگوهای و همچنین یک نمونه را انتخاب کرده ایم و معنای کلمه حاصل را توضیح می دهیم.

اسم مشتقالگونمونهمثالمعنا
اِسْم الفَاعِلفَاعِلضربضَارِبکسی که زننده است.
اِسْم المُبَالَغَهفَعَّالَهرحیلرَحَّالَهکسی که زیاد سفر می کند.
اِسْم المَفْعُوْلمَفْعُوْلفهممَفْهُوْمآنچه که قابل فهم است.
الصِفَه المُشَبَّهَهفَعِیْلعلمعَلِیْمیعنی کسی که همه چیز را می داند.
اِسْم الآلَهمِفْعَالفتحمِفْتَاحچیزی که برای باز کردن استفاده می شود. کلید
اِسْم الظَرْفمَفْعَللعبمَلْعَبجایی که مردم بازی می کنند. به عنوان مثال زمین بازی
اِسْم التَفْضِیْلأَفْعَلقصوأَقْصىبه عنوان مثال بیشتر یا دورتر

در زیر یک جدول مشابه با جدول بالا آمده است. با این حال ، در اینجا ، ما از همان حروف اساسی برای نشان دادن تمام اسم های مشتق شده استفاده می کنیم. این یک تصویر واضح از عملکرد هر یک از آن ها را می دهد.

اسم مشتقالگومثالمعنا
اِسْم الفَاعِلفَاعِلعَالِمکسی که می داند.( محقق، دانشمند)
اِسْم المُبَالَغَهفَعَّالَهعَلاَّمَهکسی که زیاد می داند.
اِسْم المَفْعُوْلمَفْعُوْلمَعْلُوْمآنچه که شناخته شده است.
الصِفَه المُشَبَّهَهفَعِیْلعَلِیْمکسی که ذاتا می داند.
اِسْم الآلَهفَاعَلعَالَمکه از طریق آن ما می دانیم.
اِسْم الظَرْفمَفْعَلمَعْلَمراهنما
اِسْم التَفْضِیْلأَفْعَلأَعْلَمکسی که بیشتر می داند.

مهم است که توجه داشته باشیم که این اسم ها درست مثل اسامی دیگر است. هنگامی که در جمله استفاده می شود ، آن ها توانایی تبدیل شدن به موضوع ، پیش فرض ، هدف فعل ، مالکیت و هر چیز دیگری دارند. به عنوان مثال ، در جمله زیر ، موضوع فعل است و وجه وصفی مجهول است.

ضَرَبَ المَضْرُوْبُ الضَارِبَ

به طور مشابه، اِسْم الظَرْف در جمله زیر ، موضوع حکم است و به عنوان یک مکان استفاده نمی شود:

المَلْجَأُ لَیْسَ بَیْنَ أَشْدَاقِ التِمْسَاحِ

امکان فرار بین فک های تمساح نیست.

یکی دیگر از نکات مهم این است که بسیاری از این انواع اسم ها را می توان به عنوان صفت ها استفاده کرد ، همان طور که آن ها می توانند به عنوان اسم مورد استفاده قرار گیرند. به عنوان مثال ، مقایسه دو مورد از یک کلمه در جمله زیر:

اِسْتَجَبْتُ الرَجُلَ العَالِمَ وعَالِماً آخَرَ

من مرد دانا و همچنین یک دانشمند دیگر را مورد بازجویی قرار دادم.

اسم الفاعل

اسم الفاعل ، اسم مشتق شده از یک مصدر است که برای نشان دادن بر کسی که چیزی را تصدیق می کند ، استفاده می شود. که به عنوان انجام دهنده نامیده می شود. به یاد بیاورید که کلمه کمک کننده می تواند در هر موقعیت یابی گرامری در یک جمله استفاده شود و عملکرد آن به عنوان انجام دهنده در سطح کلمه ، نه سطح جمله است. ما می توانیم بگوئیم زاید به او کمک کرد. حامی در این جمله یک انجام دهنده (کسی است که کمک می کند)، اما آن کسی نیست که فعل حکم را انجام می دهد .

هنگامی که مجموعه ای از حروف اساسی را می گیریم و آن ها را در یکی از الگوهای مشارکت فعال قرار می دهیم ، معنای حاصل ممکن است بلافاصله مشخص شود. ما می دانیم که این اسم معنای ‘انجام دهنده’ را اضافه می کند ، اما برای ترجمه نهایی ، صحیح کلمه ، فرهنگ لغت به طور معمول استفاده می شود. در جدول زیر ، معنی اساسی هر کلمه را با حروف فعال مقایسه کنید.

حروف اساسیمعنای اساسیاسم الفاعل معنایی که انتظار می رودبرخی از معانی علمی واقعی
ن، د، وتماس بگیرید ، برگزار کنیدنَادٍکسی که تماس می گیرد.باشگاه
ح، م، لبرای حملحَامِلکسی که حمل می کند.حامله
ح، ج، بحجاب ، پنهان کردنحَاجِبآنچه که پنهان است.ابرو یا سحرآمیز

توجه داشته باشید که ترجمه ابرو در بالا چیزی است که به عنوان اسم شناخته می شود ، در حالی که کلمه سحرآمیز صفت است. کدام یک از دو توابع استفاده شده از اسم مشتق داده شده وابسته به متن است. به عنوان مثال ، ممکن است بگوییم افراد توانا می توانند این کار را انجام دهند. در این مورد ، کلمه توانایی به عنوان یک صفت استفاده می شود. و ما می توانیم بگوییم قادر می تواند این کار را انجام دهد. اکنون به عنوان اسم مورد استفاده قرار می گیرد.

نکته نهایی برای یادآوری این نکته است که همه چیزهای خوب ممکن است یک اسم فاعل داشته باشند. اگر چه اکثر آن ها انجام می دهند. به عنوان مثال ، کسی که بلند قد است ، با استفاده از یک اسم فاعل ، بیان نمی شود زیرا قد بلند یک ویژگی است ، نه یک عمل کاری ، بنابراین بهتر است برای شبیه سازی بدوی مناسب باشد.

ساختار اسم الفاعل

اگر مصدری که از آن بدست آمده است ، یک فعل سه حرفی بدون هیچ حرف اضافی مراجعه شود ، پس ما به سادگی حرف های اساسی را بر روی الگوی قرار می دهیم:

فَاعِل

اگر مصدر از فعل دیگری است ، الگوریتم زیر را استفاده می کنیم:

۱-  با فعل ناقص شروع کنید.

۲- علامت مضارع را با میم مضمومه جایگزین کنید.

۳- واکه را در آخرین حرف دوم به کسره تغییر دهید (اگر قبلا این چنین نبود).

۴- به کلمه مانند یک اسم ، و نه مانند یک فعل پایان دهید.

در جدول زیر برخی از تحولات نمونه ای که مکانیزم ساخت اسم را نشان می دهند آمده است:

فعلاسم
قَرَأَ – یَقْرَأقَارِئ
رَضِیَ – یَرْضىرَاضٍ
قَالَ – یَقُوْلقَائِل
أَحَسَّ – یُحِسّمُحِسّ
تَبَادَلَ – یَتَبَادَلمُتَبَادِل
سَیْطَرَ – یُسَیْطِرمُسَیْطِر
زَلْزَلَ – یُزَلْزِلمُزَلْزِل

به اطلاع می رسانیم که اگر چه الگوریتم ساده است ، اما ممکن است برخی از قوانین مورفوفنمیک اعمال کنند که تغییر چگونگی کلمه به نظر می رسد. چنین قوانینی بیش از حد درگیر کننده است.

همه این ها به عنوان بخشی فعال به دست آمده اسامی بسیار خوب رفتار می کنند. به عبارت دیگر ، با اضافه کردن ه مونث ، آن ها با استفاده از ساختار صدای چندگانه ، متنوع می شوند. جدول زیر این را روشن می کند.

جنسالگوصیغه جمع      صیغه جمع مکسر
مذکرفَاعِلفَاعِلُوْنَفُعَّال، فَعَلَه، فُعَّل
مونثفَاعِلَهفَاعِلاَتفَوَاعِل
مذکرمُـ…ـعِلمُـ…ـعِلُوْنَ  ——
مونثمُـ…ـعِلَهمُـ…ـعِلاَت  ——

وجه وصفی مبالغه

وجه وصفی مبالغه اسم مشتق شده از یک مصدر است که برای نشان دادن بر کسی که دارای  معنای بیان شده توسط حروف ریشه را به درجه بسیار بالایی و یا به مقدار زیادی تحمیل می کند. به عنوان مثال ، ما می توانیم یک وجه وصفی مبالغه را برای سفر ایجاد کنیم که به معنای کسی که زیاد سفر می کند است.

بعضی از نکات کلماتی که اغراق آمیز هستند را ذکر می کند.

این می تواند هر موقعیت دستوری را در یک جمله اشغال کند.

معنی همیشه نمی تواند آشکار باشد.

می توان آن را به عنوان صفت و اسم مورد استفاده قرار داد.

همه اسم مصدرها دارای یک وجه وصفی مبالغه نیستند؛ در واقع ، اکثر آن ها نیستند.

یکی از الگوهای موجود در این بخش ، بسیار مفید است. لیست زیر برخی از نمونه های این موارد را ارائه می دهد:

کلمه عربیمعنا با توجه به ریشهمعنا
حَلاَّقتراشیدنسلمانی
بَنَّاءساختنسازنده
جَلاَّدشلاق زدن، سخت بودناعدام کننده
قَتَّالکشتنمرگبار، فاسد
نَجَّارحک کردننجار

ساختار

وجه وصفی مبالغه تنها برای ریشه های سه حرفی بدون هیچ حرف اضافی وجود دارد. ساختن بخشی ، یک مسئله ساده قرار دادن حروف ریشه در یکی از الگوهای زیر است. اما با توجه به مجموعه ای از سه حرف ریشه ، غیر قابل پیش بینی است که کدام یک از این الگوها استفاده شود یا اگر حروف ریشه همگی بخشی از وجه وصفی مبالغه داشته باشند.

 فَعِل

فَعُوْل

فَعِیْل

فَعَّال

فُعَّال

فُعُّوْل

فِعِّیْل

فَیْعُول

مِفْعَال

مِفْعِیْل

فَعَّالَه

این کلمات به طور منظم به طور فعال به عنوان بخش معلوم متصل می شوند.

برای تهیه بسته آموزشی آموزش تصویری زبان عربی نصرت نسخه کامپیوتر روی تصویر زیر کلیک کنید.

آموزش تصویری زبان عربی نصرت نسخه کامپیوتر

تقویت و تمرکز حافظه در حین آموزش

یادگیری زبان عربی در طول ۹۰ روز

آموزش از مقدماتی تا پیشرفته

استفاده بدون محدودیت سنی

اسم المفعول

اسم المفعول آن اسم مشتق شده از یک شخصیت است که به منظور نشان دادن چیزی که بر اساس آن معنای ریشه شده است ، اعمال شده یا اعمال خواهد شد. به عنوان مثال ، استفاده از اسم المفعول برای شکستن ، معنای شکسته شده است یا به سادگی شکسته می شود را به ما می دهد.

بعضی از نکات در مورد تکرار اسم المفعول در بحث ما شرح داده شده است:

این می تواند موقعیت هر دستوری را در یک جمله اشغال کند.

معنی همیشه نمی تواند آشکار باشد.

می توان آن را به عنوان صفت و اسم مورد استفاده قرار داد.

همه مصدرها دارای یک اسم المفعول مرتبط نیستند.

جدول زیر برخی از اجزاء اسم المفعول را فراهم می کند. توجه کنید که چگونه کلمه عقل ، به عنوان مثال ، می تواند به عنوان عنصر یا اسم مورد استفاده قرار گیرد؛

ریشهمعنیاسم المفعولمعنایی که انتظار می رود.معناهای دیگر
ع، ق، لدرکمَعْقُوْلآنچه که درک شده است.منطقی، محتاطانه
ع، ج، نخیس کردنمَعْجُوْنچیزی با خمیر درست کردنرب

ساختار

برای ریشه های سه طرفه بدون هیچ حرف اضافی ، اسم المفعول با قرار دادن ریشه ها بر روی الگوی زیر ساخته می شود:

مَفْعُوْل

برای همه موارد دیگر الگوریتم زیر استفاده می شود:

۱- یک وجه وصفی معلوم ایجاد کنید.

۲- واکه را در آخرین حرف دوم از یک کسره به فتحه تغییر دهید.

در جدول زیر برخی از مشتقات نمونه آمده است. توجه داشته باشید که برخی از قوانین مورفوفونیک نیز ممکن است اعمال شود ، که ما در اینجا بحث نخواهیم کرد.

فعلاسم المفعول
قَرَأَ – یَقْرَأمَقْرُوْء
رَضِیَ – یَرْضىمَرْضِیّ
قَالَ – یَقُوْلمَقُوْل
أَحَسَّ – یُحِسّمُحَسّ
تَبَادَلَ – یَتَبَادَلمُتَبَادَل
سَیْطَرَ – یُسَیْطِرمُسَیْطَر
زَلْزَلَ – یُزَلْزِلمُزَلْزَل

این اسم ها به لحاظ جنسیت و تکثر رفتار خوبی دارند. جدول زیر خلاصه ای از این را ارائه می دهد.

جنسیتمفردصیغه جمعجمع مکسر
مذکرمَفْعُوْلمَفْعُوْلُوْنَمَفَاعِیْل
مونثمَفْعُوْلَهمَفْعُوْلاَتمَفَاعِیْل
مذکرمُـ…ـعَلمُـ…ـعَلُوْنَ
مونثمُـ…ـعَلَهمُـ…ـعَلاَت

وجه وصفی تشابه

وجه وصفی تشابه همان چیزی است که اسم مشتق شده از یک مصدر است که بر روی ریشه نشان می دهد که معنی آن یک ویژگی است. و این ویژگی معمولا ماندگار یا ذاتی است.

 این پدیده برای نشان دادن در صفت برای معلوم و مجهول استفاده می شود. به عنوان مثال ، کلمه قتیل به معنای قتل است ، اما به لحاظ نظری می تواند به معنای قاتل نیز باشد. در زیر لیستی از چند نمونه است که می توان آن ها را می بینیم که از صداهای معلوم و مجهول استفاده می کنند.

کلمه عربیمعنا
جَرِیْحمجروح
بَخِیْلخسیس
قَوِیّقوی
صَعْبدشوار

بعضی از نکات در مورد وجه وصفی تشابه وجود دارد که در بحث ما در مورد صفت وجهی معلوم ذکر شده است:

وجه وصفی تشابه می تواند هر موقعیت دستوری را در یک جمله اشغال کند.

معنی همیشه نمی تواند آشکار باشد.

می توان آن را به عنوان صفت و اسم مورد استفاده قرار داد.

همه مصدرها دارای یک وجه وصفی تشابه به هم نیستند.

توجه داشته باشید ، از جدول بال ا، کلمه بخیل یک اسم است که صفت نیز است. این یک تصویر واضح از ظرفیت شبیه به ذهن است که به عنوان هر دو عمل می کند.

علاوه بر این ، هنگامی که یک مجموعه داده ای از حروف ریشه اتفاق می افتد که هر دو حقیقی معلوم یا مجهول و همچنین حروف شبیه به هم باشند ، معمولا بین این دو تفاوت وجود دارد. به یاد داشته باشید ، حامیان معلوم یا مجهول بر روی یک عمل یا حادثه را نشان می دهند ، در حالی که وجه وصفی تشابه به یک خصیصه را نشان می دهد. مقادیر زیر را در جدول زیر مقایسه کنید تا مشخص شود آیا تفاوت بین این دو وجود دارد یا نه.

ریشهمعلوم و مجهولمعناوجه وصفی تشابهمعنا
ع، ل، معَالِممحقق یا دانشمندعَلِیْمدانستن
س، ج، نمَسْجُوْنزندانیسَجِیْنزندانی
ج، ن، نمَجْنُوْندیوانهجَنِیْنجنین

ساختار

این پدیده فقط برای ریشه های سه حرفی بدون هیچ حرف اضافی وجود دارد. با قرار دادن حروف ریشه در یکی از الگوهای مختلف ، ساخته شده است. در واقع الگوهای بسیاری وجود دارد که ما تنها با رایج ترین آن ها و برخی از محبوب ترین فرم های جمع می کنیم:

الگوجمع مکسرمثال
فَعِیْلفُعَلاَء، أَفْعِلاءکَرِیْم
فَعْلفِعَالصَعْب
فَعَل؟حَسَن
أَفْعَلفُعْلأَحْمَر
فَعْلاَنفَُعَالى، فَعْلىتَعْبَان

برخلاف وجه وصفی که تاکنون دیده ایم ، اینها معمولا رفتار خوبی ندارند. اشکال مونث آن ها لزوما به طور منظم نیست و ممکن است چندین جمع مکسر بین مذکر و مونث به اشتراک گذاشته شود.

یکی دیگر از نکات جالب توجه این است که کسانی که شبیه زوج هایی هستند که در صدای مجهول نشان داده می شوند ، یک فرم جداگانه برای مونث و مذکر انحصاری ندارند؛ همان کلمه (مذکر) برای هر دو مورد استفاده می شود. جدول زیر نمونه هایی از این را ارائه می دهد.

وجه وصفی تشابهنوع
عَدِیْلمعلوم
قَتِیْلمجهول
جَرِیْحمجهول

در نهایت ، چند ریشه وجود دارد که از بیش از یک الگوی تقلید شبیه استفاده می کند. در چنین شرایطی ، دو واژه احتمالا معنای متفاوت دارند. مثلا:

ریشهوجه وصفی تشابهمعنا
ع, ر, سعَرِیْسداماد
ع, ر, سعَرُوْسعروس

  اسم الآله (اسم استعمال)

  اسم الآله یک اسم مشتق شده از یک مصدر است که برای اشاره به چیزی است که مورد استفاده برای انجام عمل است.

جدول زیر چند نمونه را نشان می دهد.

این اسم مشتق شده برای هر مجموعه ای از حروف ریشه وجود ندارد. این که آیا یک ریشه خاص از  اسم الآله استفاده می کند باید در برابر یک فرهنگ لغت بررسی شود. علاوه بر این ، هر کلمه ای که به نظر می رسد یک ابزار است ، در واقع یک اسم استعمال است. به عنوان مثال ، کلمه عینک یا تلسکوپ در عربی نظره است (چیزی که برای دیدن چیزی استفاده می شود). اما به وضوح این یک اسم استعمال نیست.

ریشه  اسم الآلهمعنای مورد انتظارمعنا
ف، ت، حمِفْتَاحچیزی برای باز کردنکلید
ک، ت، لمِکْتَلچیز مورد استفاده برای جمع آوریسبد بزرگ
ن، و، لمِنْوَالچیزی برای دادن یا جایزهروش
ن، ه، جمِنْهَاجچیزی برای دنبال کردنجاده، برنامه درسی

ساختار

این اسم مشتق شده تنها برای ریشه های سه حرفی بدون هیچ حرف اضافی وجود دارد. یکی از چهار الگو زیر استفاده می شود: همچنین فرم های جمع را شامل می شود ، زیرا تمام اسم های این دسته فقط از این تعداد استفاده می کنند. یکی از چهار الگو یک مجموعه داده شده از حروف ریشه استفاده می کند ،که ، غیر قابل پیش بینی است. اما می توان گفت که آخرین الگوی در لیست بسیار نادر است.

مفردجمع مکسر
مِفْعَلمَفَاعِل
مِفْعَلَهمَفَاعِل
مِفْعَالمَفَاعِیْل
فَاعَلفَوَاعِل

اسم الظرف (اسم مکان):

اسم مکان یک مشتق از یک مصدر برای نشان دادن زمانی که یا محل که معنای ریشه رخ می دهد است . به عنوان مثال ، جایی که بازی رخ می دهد ، زمین بازی نامیده می شود و جایی که عمل خوابیدن رخ می دهد ، اتاق خواب نامیده می شود.

در زیر لیستی از نمونه های عربی است. هنگام خواندن جدول ، توجه کنید که معنای پایان بسیار غیرقابل پیش بینی است ، این اسم را نمی توان به عنوان صفتی استفاده کرد و جنبه موقعیت مکانی بسیار شایع تر از جنبه زمان است.

ریشهاسم مکانمعنای پیش بینی شدهمعنی واقعی
ل، ع، بمَلْعَبزمان یا مکان بازیزمین بازی
س، ج، دمَسْجِدزمان یا مکان تسخیرمسجد
ع، ل، ممَعْلَمزمان یا مکان دانستنجای خواندن
ع، ر، کمَعْرَکَهزمان یا مکان آسیب رساندنمیدان جنگ
غ، ر، بمَغْرِبزمان یا مکان غروبمغرب

اما هر مجموعه ای از حروف ریشه ، با اسم مکان مرتبط نیست و لازم نیست که در یک فرهنگ لغت بررسی شود. علاوه بر این ، بعضی کلمات که معنای زمان یا مکان را به کار می برند ، لزوما اسم های مکان نیستند ، همان طور که در لیست زیر دیده می شود.

کلمهمعنا
عِرِّیْسلانه شیر
صَبَاحصبح
بُکْرَهشب

ساختار

این اسم فقط برای ریشه های سه حرفی بدون هیچ حرف اضافی وجود دارد. یکی از دو الگو برای ساخت اسم استفاده می شود:

مفردجمع مکسر
مَفْعَلمَفَاعِل
مَفْعِلمَفَاعِل

اینکه کدام یک از این دو مورد استفاده خواهد شد در واقع کاملا قابل پیش بینی است. آن ریشه هایی که فعل ناقص با یک کسره در حرف میانه همراه می شود ، از الگوی دوم استفاده می کند و آن هایی که فعل ناقص با یک علامت ضمه یا فتحه در علامت میانه تحقق می یابد ، از الگوی اولی استفاده می کند.

اسم التفضیل (قیاسی)

در عربی ، تنها یک کلمه وجود دارد که برای نشان دادن بر روی ریشه استفاده می شود ، به معنی آن است که به میزان بیشتر و همچنین بیشترین میزان (مقایسه) انجام می شود. به عنوان مثال ، «سخاوتمندانه» می تواند با گفتن «سخاوتمندانه تر» و عالی با گفتن «سخاوتمندانه ترین» مقایسه شود و یک کلمه در زبان عربی برای هر دو مورد استفاده شود. مثال دیگر سریع است؛ قیاسی ​​سریع تر خواهد بود و عالی سریع ترین خواهد بود.

این اسم می تواند موقعیت های گرامری را در یک جمله اشغال کند. آن ها نمی توانند اشخاص را به راحتی بر اساس معانی و زمینه شناسایی کنند و ما نیازی به بحث در مورد این بیشتر نداریم. یکی دیگر از نکات جالب این است که ، بر خلاف وجه وصفی ، معنای این اسم معمولا کاملا شفاف است و می تواند بدون استفاده از یک فرهنگ لغت ایجاد شود.

علاوه بر این ، مانند زوج ها ، می توان آن را به عنوان یک اسم و صفت مورد استفاده قرار داد. به عنوان مثال ، اصطلاح سریع ترین و گران ترین به عنوان صفت در جمله استفاده می شود: بوگاتی ویرون یکی از سریع ترین و گران ترین اتومبیل ها است. و اصطلاح شایسته ترین به عنوان اسم در جمله استفاده می شود: او شایسته ترین مردم است.

جدول زیر برخی از نمونه های استفاده از این نهاد را به عنوان صفت و اسم و همچنین برخی از نمونه های استفاده از آن در زمینه اسم التفضیل ارائه می دهد.

عبارتمعنا
هُوَ أَفْصَحُ مِنِّیْاو از من بیشتر سخاوتمند است.
هُوَ أَفْصَحُ الفُصَحَاءِاو از همه بیشتر خوش زبان است.
کَلَّمَنِیْ الرَجُلُ الأَفْصَحُمرد با خوش زبانی با من صحبت کرد.
هُوَ الأَفْصَحُاو شایسته ترین است.

در حال حاضر ، این نهاد را می توان در بسیاری از روش های دستوری استفاده کرد ، همان طور که از جدول بالا دیده می شود:

۱- به عنوان اسم نکره

الف) بعد از مِنْ

ب) بعد از تمییز

۲-  به عنوان یک اسم قطعی

الف) به عنوان صفت مضاف

ب) به عنوان صفت

ج) به تنهایی

در قسمت اول ، از آن به عنوان مقایسه ای استفاده می شود و در قسمت دوم ، از آن به عنوان یک صفت عالی استفاده می شود. با این حال همیشه این طور نیست. در مثال های زیر ، ساختارهایی که استفاده می شود ، نشان داده شده است.

الف-  نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ القَصَصِ

ب- إِنَّ کَلِمَهَ اللهِ هِیَ العُلْیى

ج- فَهِیَ کَالحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً

د- هُوَ أَفْصَحُ مِنِّیْ لِسَاناً

ه – وَالَّذِیْنَ آمَنُوْا أَشَدُّ حُبّاً للهِ

و- ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِیْنَ هُمْ أَوْلى بِهَا صِلِیّاً

ی-  أَیُّ الفَرِیْقَیْنِ خَیْرٌ مَقَاماً وَأَحْسَنُ نَدِیّاً

اسم قیاس یا عالی بیشتر به صورت معلوم است ، و مجهول نیست. در جدول زیر چند نمونه همراه با ترجمه های آن آمده است.

صفت عالینوعمعنا
أَقْوىمعلومقوی ترین
أَنْصَرمعلوممفید ترین
أَشْهَرمجهولمشهورترین

این اسم فقط برای ریشه های سه حرفی بدون هیچ حرف اضافی وجود دارد. روش ساخت آن این گونه است که به سادگی با قرار دادن حروف ریشه در الگوی تعیین شده ساخته می شود. الگوی آن در جدول زیر آمده است.

جنسیتمفردجمع مکسر
مذکرأَفْعَلأَفْعَلُوْنَ
مونثفُعْلىفُعْلَیَات
برگشت به بالا
0